تبلیغات
عشق والا - آری اینجا دور دست ترین جای دنیاست

آری اینجا دور دست ترین جای دنیاست

سه شنبه 18 اسفند 1394 08:18 ق.ظ

نویسنده : حامد
می مانم در همین دور دست 
میان همین آدمک های چوبی 
همینجا در سرزمین بت پرستان همیشه گریان 
به دنبالم نیا 
من گم شده ام 
اینجا زیر باران و میان صدای گریه ی ناودان ها
می مانم همینجا و هر آن طلوع خورشید را انتظار می کشم 
سالهاست که به اینجا سری نزده 
آفتاب بی آلایش عصرگاه
ابر مغرور بی مهری سایه افکنده سالهاست بر سر شهر 
آه ای شهر خاکستری غمگینم 
در اشغال سایه ها 
دیگر صدای بازی کودکانت از کوچه ها نمی آید 
دیگر دستپخت مادرانت بوی عشق نمی دهد 
قمری ها بر سر بامهایت دیگر آواز نمی خوانند
شهر تنهای نیمه جانم 
خالی از شور مردمانی پرمهر
در کوچه هایت گاهگداری سگ های ولگرد
در کوچه هایت گرد غم افکنده 
خاکستری رنگ هر سال هوایت هست 
هر صبح ، صبح یخبندان 
هر شب ، شب تنهایی و گریه 
آری اینجا دوردست ترین جای دنیاست 
و من می مانم اینجا ...







دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 23 اسفند 1394 07:25 ب.ظ